چه آشناست
اسب ها ، ...
درشكه ها را كشیده اند....
ولی انعام را درشکه چی گرفت !
به چشمان اسب ، چشم بند زدند
,بر دهانش پوز بند ..... تا نبیند و حرف نزند...
چه آشناست زندگی درشكه چی و اسب هایش...!!!
اسب ها ، ...
درشكه ها را كشیده اند....
ولی انعام را درشکه چی گرفت !
به چشمان اسب ، چشم بند زدند
,بر دهانش پوز بند ..... تا نبیند و حرف نزند...
چه آشناست زندگی درشكه چی و اسب هایش...!!!
دیگر نه "شلوار پاره" نشانه ی "فقر" است ....
نه "سکــوت" علامت "رضــایت"....
دنــیـــــــــــــــای غـــریـبـیــست
ارزشـــــــــــها "عـــــــــــــــــــوض" شـده اند
و "عـــــوضــــــــــی هــا"، بــا ارزش....
پادشاهی درزمستان به یکی ازنگهبانان گفت : سردت نیست
گفت : عادت دارم
گفت : می گویم برایت لباس گرم بیاورند و فراموش کرد .
صبح جنازه نگهبان را ديدندكه روی دیوارنوشته بود : به سرما عادت داشتم اما وعـــــده لباس گرمت مرا ویـــــــــران کرد . . .!!!
من هم به تنهایی عادت داشتم ولی وعده ماندنت مرا ویران کرد.
خستــه ام از ایــن همــه شیـطــان
کــه در پــس چـهـــره ادمــی ...
حتــی خـدای را هــم گـــول می زنـنـد!!!!
شایـد در این میـان بـایـد شیـطـان را پـرستیـد...
کــه سجده بــر ادمـی نـکـرد و
ادمـیــزاد رو خــوب شناخـت
و بـرخـدای خـود یـکرنـگ بـود.!!!
حتی وقتی خودم برای خودم بریدم و دوختم..........